.‌‌‌‌‌‌‌‌‌
تلاش فیل برای نجات مردی که وانمود به غرق شدن میکنه... ‌‌‌‌‌
.‌‌‌‌‌ Video by: elephantnews‌‌‌‌
.‌‌‌‌‌‌ من یه روباهم... توی یه جعبه سیمی كوچیك زندگی میكنم... هرگز معنی دویدن و حفر تونل وسط علفها رو درك نكردم. هیچوقت زیر نور آفتاب و درختها بازی نكردم. با كسی در تماس نبودم حتی مادرم! حتی نمیتونم درست سرپا وایسم یا تو این جعبه دور بزنم. قفسم پر از فضولات و كثافته: تكه هایی از پوست و مدفوع... همه اطرافم پر اجساد نیمه پوست كنده هم نوعانمه... میدونم كه یه روزی قفسم رو ترك خواهم كرد، وقتی كه مزرعه دار تصمیم بگیره كه پوستمو برای تهیه پالتو، سر آستین، یقه، یا تزئینات لباس، بفروشه.
میترسم.درست مثل تو، سیستم عصبی مركزی دارم. درد و راحتی رو احساس میكنم.درست مثل تو، در مواجهه با سوئ استفاده و خشونت اشك میریزم.درست مثل تو، هركاری از دستم بربیاد برای زنده موندن انجام میدم.
قرار نیست با تزریق مرگبار كشته بشم... مزرعه دار میگه از پس هزینه تزریق باربیتورات- 30 سنت برای كشتار هر حیوان- برنمیاد!... من هم مثل بقیه قراره كشته بشم: دستهای چند نفر یه تسمه فلزی رو دور گردنم میبندند، منو به زور ، با همین تسمه از قفسم بیرون میكشن...اولین شادی من در خروج از این زندان، با ورود الكترودی به ركتوم من به دست همون آدما، جای خودش رو به وحشتی مرگبار میده... با حركتی خشونت بار و ناگهانی دهانم رو باز میكنن تا تكه ای فلز رسانا رو به زور تو حلقم بفرستن...
فقط چند لحظه برای آخرین وحشت فرصت دارم ، قبل از اینكه برق 240 ولت رو از بدنم عبور بدن.... چشمهام از شدت درد بسته میشن و بدنم منقبض و سخت میشه، قبل از اینكه چند تا از دندونام خرد بشن زوزه ای از درد میشكم... شدت شوك الكتریكی باعث میشه كه الكترود مخرجی خارج بشه ولی اونها بارها و بارها به من شوك میدن.
این درد غیر قابل تحمل میشه. جریان الكتریسیته مغزم رو هنوز از كار ننداخته، واسه همینم هنوز كاملا هوشیارم كه تا بیش از 2 دقیقه حمله قلبی شكنجه وار رو تجربه كنم... میلیونها حیوان با خشونت و شكنجه در مزارع پوست محبوس اند، تا نهایتا به طریق "كشتن با برق" از راه مجرای تناسلی یا مخرجی - شكستن گردن - خرد كردن سر با چماق - غرق كردن - خفه كردن با گاز و ... كشته شوند.
39 ثانیه
.‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تلاش فیل برای نجات مردی که وانمود به غرق شدن میکنه... ‌‌‌‌‌ .‌‌‌‌‌ Video by: elephantnews‌‌‌‌ .‌‌‌‌‌‌ من یه روباهم... توی یه جعبه سیمی كوچیك زندگی میكنم... هرگز معنی دویدن و حفر تونل وسط علفها رو درك نكردم. هیچوقت زیر نور آفتاب و درختها بازی نكردم. با كسی در تماس نبودم حتی مادرم! حتی نمیتونم درست سرپا وایسم یا تو این جعبه دور بزنم. قفسم پر از فضولات و كثافته: تكه هایی از پوست و مدفوع... همه اطرافم پر اجساد نیمه پوست كنده هم نوعانمه... میدونم كه یه روزی قفسم رو ترك خواهم كرد، وقتی كه مزرعه دار تصمیم بگیره كه پوستمو برای تهیه پالتو، سر آستین، یقه، یا تزئینات لباس، بفروشه. میترسم.درست مثل تو، سیستم عصبی مركزی دارم. درد و راحتی رو احساس میكنم.درست مثل تو، در مواجهه با سوئ استفاده و خشونت اشك میریزم.درست مثل تو، هركاری از دستم بربیاد برای زنده موندن انجام میدم. قرار نیست با تزریق مرگبار كشته بشم... مزرعه دار میگه از پس هزینه تزریق باربیتورات- 30 سنت برای كشتار هر حیوان- برنمیاد!... من هم مثل بقیه قراره كشته بشم: دستهای چند نفر یه تسمه فلزی رو دور گردنم میبندند، منو به زور ، با همین تسمه از قفسم بیرون میكشن...اولین شادی من در خروج از این زندان، با ورود الكترودی به ركتوم من به دست همون آدما، جای خودش رو به وحشتی مرگبار میده... با حركتی خشونت بار و ناگهانی دهانم رو باز میكنن تا تكه ای فلز رسانا رو به زور تو حلقم بفرستن... فقط چند لحظه برای آخرین وحشت فرصت دارم ، قبل از اینكه برق 240 ولت رو از بدنم عبور بدن.... چشمهام از شدت درد بسته میشن و بدنم منقبض و سخت میشه، قبل از اینكه چند تا از دندونام خرد بشن زوزه ای از درد میشكم... شدت شوك الكتریكی باعث میشه كه الكترود مخرجی خارج بشه ولی اونها بارها و بارها به من شوك میدن. این درد غیر قابل تحمل میشه. جریان الكتریسیته مغزم رو هنوز از كار ننداخته، واسه همینم هنوز كاملا هوشیارم كه تا بیش از 2 دقیقه حمله قلبی شكنجه وار رو تجربه كنم... میلیونها حیوان با خشونت و شكنجه در مزارع پوست محبوس اند، تا نهایتا به طریق "كشتن با برق" از راه مجرای تناسلی یا مخرجی - شكستن گردن - خرد كردن سر با چماق - غرق كردن - خفه كردن با گاز و ... كشته شوند.
hayatvahsh_clip
1377 نمایش   ۶ ماه پیش
.‌‌‌‌‌
وَشَق اوراسیایی، (نام علمی: Lynx lynx)، که ممکن است به نادرست، سیاه‌گوش اوراسیایی هم خوانده شود، نوعی گربه‌سان بومی اروپا، سیبری و بخشهایی دیگر از آسیا مانند آسیای میانه، ایران و هیمالیا است که بزرگترین گونه در میان وَشَق‌ها به حساب می‌آید.
طول بدن وَشَق اورآسیا بین ۸۰ تا ۱۳۰ سانتیمتر، طول دم آن بین ۵ تا ۱۹ سانتیمتر و ارتفاع قامت آن از شانه به حدود ۷۰ سانتیمتر می‌رسد. نرها ۱۸ تا ۳۰ کیلو و ماده‌ها ۸ تا ۲۱ کیلو وزن دارند. بزرگترین وشق‌ها در سیبری زندگی می‌کنند و حتی وشق ۴۵ کیلویی هم در آنجا گزارش شده‌است. رنگ آن نیز بین قهوه‌ای و خاکستری روشن به همراه خال‌هایسیاه روی بدن است. گوش‌های مشکی بلند و کاکل‌دار و دو رشته ریش سیاه‌رنگ نیز در زیر گلو مشخصات دیگر این حیوان هستند. پنجه‌های پوست‌کلفتی نیز دارد که مانند کفش زمستانی در هنگام راه رفتن روی برف یاری‌اش می‌کنند.
وَشَق‌ها بیشتر در هوای گرگ و میش هنگام طلوع و غروبخورشید فعالند. جانوران قلمروطلبی هستند. تراکم جمعیتی آن‌ها وابسته به تعداد شکارهای موجود در منطقه است و در بهترین حالت به ۴۶ قلاده در ۲۵۰ کیلومتر مربع می‌رسد.
وشق‌های اوراسیا توانایی تولید صداهای متنوعی را دارند. آنها مثل گربه‌های اهلی میو می‌کنند، خرخر می‌کنند و صداهای چهچهه مانندی برای شکاری که دور از دسترس ایشان ایجاد می‌کنند اما به طور کلی حیوان ساکتی هستند و تنها در فصل جفتگیری پرسروصدا می‌شوند. خاموشی و پنهان‌کاری این حیوان باعث می‌شود تا به ندرت مشاهده شوند و تشخیص حضور آنها در بسیاری از مناطق ممکن نباشد.
این حیوان مثل گربه‌سانان دیگر قلمروطلب است و منطقه‌ای به وسعت ۲۰ تا ۴۵۰ کیلومتر مربع را به عنوان شکارگاه اختصاصی خود تعیین می‌کند که اندازهٔ آن بستگی به وفور شکار دارد. آنها به طور مرتب قلمرو خود را گشت‌زنی می‌کنند و ممکن است در یک شب تا ۲۰ کیلومتر راه بروند. ماده‌ها قلمروهای بسیار کوچکتری از نرها دارند اما آن را قلمرو انحصاری خود قرار می‌دهند در حالیکه قلمرو نرها ممکن است با یکدیگر همپوشانی پیدا کند.
60 ثانیه
.‌‌‌‌‌ وَشَق اوراسیایی، (نام علمی: Lynx lynx)، که ممکن است به نادرست، سیاه‌گوش اوراسیایی هم خوانده شود، نوعی گربه‌سان بومی اروپا، سیبری و بخشهایی دیگر از آسیا مانند آسیای میانه، ایران و هیمالیا است که بزرگترین گونه در میان وَشَق‌ها به حساب می‌آید. طول بدن وَشَق اورآسیا بین ۸۰ تا ۱۳۰ سانتیمتر، طول دم آن بین ۵ تا ۱۹ سانتیمتر و ارتفاع قامت آن از شانه به حدود ۷۰ سانتیمتر می‌رسد. نرها ۱۸ تا ۳۰ کیلو و ماده‌ها ۸ تا ۲۱ کیلو وزن دارند. بزرگترین وشق‌ها در سیبری زندگی می‌کنند و حتی وشق ۴۵ کیلویی هم در آنجا گزارش شده‌است. رنگ آن نیز بین قهوه‌ای و خاکستری روشن به همراه خال‌هایسیاه روی بدن است. گوش‌های مشکی بلند و کاکل‌دار و دو رشته ریش سیاه‌رنگ نیز در زیر گلو مشخصات دیگر این حیوان هستند. پنجه‌های پوست‌کلفتی نیز دارد که مانند کفش زمستانی در هنگام راه رفتن روی برف یاری‌اش می‌کنند. وَشَق‌ها بیشتر در هوای گرگ و میش هنگام طلوع و غروبخورشید فعالند. جانوران قلمروطلبی هستند. تراکم جمعیتی آن‌ها وابسته به تعداد شکارهای موجود در منطقه است و در بهترین حالت به ۴۶ قلاده در ۲۵۰ کیلومتر مربع می‌رسد. وشق‌های اوراسیا توانایی تولید صداهای متنوعی را دارند. آنها مثل گربه‌های اهلی میو می‌کنند، خرخر می‌کنند و صداهای چهچهه مانندی برای شکاری که دور از دسترس ایشان ایجاد می‌کنند اما به طور کلی حیوان ساکتی هستند و تنها در فصل جفتگیری پرسروصدا می‌شوند. خاموشی و پنهان‌کاری این حیوان باعث می‌شود تا به ندرت مشاهده شوند و تشخیص حضور آنها در بسیاری از مناطق ممکن نباشد. این حیوان مثل گربه‌سانان دیگر قلمروطلب است و منطقه‌ای به وسعت ۲۰ تا ۴۵۰ کیلومتر مربع را به عنوان شکارگاه اختصاصی خود تعیین می‌کند که اندازهٔ آن بستگی به وفور شکار دارد. آنها به طور مرتب قلمرو خود را گشت‌زنی می‌کنند و ممکن است در یک شب تا ۲۰ کیلومتر راه بروند. ماده‌ها قلمروهای بسیار کوچکتری از نرها دارند اما آن را قلمرو انحصاری خود قرار می‌دهند در حالیکه قلمرو نرها ممکن است با یکدیگر همپوشانی پیدا کند.
hayatvahsh_clip
1456 نمایش   ۶ ماه پیش
بیشتر
بیشتر
دریافت اپلیکیشن کلیپیکس نسخه موبایل