سالها پیش رفته بودم خارج از کشور، اتفاقی افتاد که من رو از خطر صد در صد مرگ نجات داد و تا یکماه نتونستم با ایران تماس بگیرم، بعد مدتی خودم رو به سفارت رسوندم و با اصرار بچه های سفارت بلیط گرفتم که برگردم ایران، و من متعجب شده بودم که چرا باید اینقدر سریع برگردم ایران، گفتن باید سریع برگردی ولی علتش رو نگفتن، حالت دلشوره و اضطراب گرفتم که چرا باید به این سرعت برگردم ایران، قبل از حرکت هواپیما یه آقای ایرانی اومد پیشونی من رو بوسید و یک نامه به‌دستم داد و رفت، و بعد هواپیما تیک آف کرد و من بودم و یک نامه و جمعی از مسافران غریبه، بعد از مدتی از پرواز نامه رو بازکردم، نوشته بود انالله و انا الیه راجعون، جناب آقای محمود انوشه فوت پدر و مادر و این برادر و آن برادر و آن خواهرتانرا تسلیت عرض می کنیم، وقتی به شما بیان این خبر رو بدن چه حالی میشین؟ خبری مربوط به مدتها قبل و من تازه با یک نامه باخبر شده بودم، به امید دیدن خانواده داشتم میرفتم ایران که از خاطرات سفر خارج از کشورم بگم اما دیگه خانواده ای نبود، و فوت و شهید شده بودن، شما آیا میتونید حتی تصورش کنید؟؟؟ فقط میدونم مرگ رو خود خود خود من اون لحظه احساس کردم، خود مرگ رو فهمیدم، تمام بدنم یخ زده بود، و تمام بدن من میلرزید، مونده بودم چه کنم با این خبر، نگاه کردم به آدمای اطرافم داخل هواپیما، همه غریبه بودن، نه کسی میتونست حرف منو بشنوه و نه میتونستم داد بزنم، والا فریاد میزدم، تنها کاری که تونستم انجام بدم یه قران جیبی داشتم اونو از کُتم درآوردم و گفتم خدایا یه عمر با تو حرف زدم، حالا تو با خود خود من حرف بزن، قرانو بازکردم سرصفحه این آیه اومد : مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.
هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد و كسى كه به خدا بگرود دلش را به راه آورد و خدا به هر چيزى داناست.
بعد از اون لحظه من تا سالها حتی یک قطره اشک هم نریختم، چون گفتم این خواست خداست، تا حدود هفت یا هشت سال گریه نکردم تا یکروز زیر دوش آب بغضم ترکید و دوساعت مدام گریه کردم. 👈الان من و اون عزیزی که در زلزله کرمانشاه نُه نفر از اعضای خانوادشو از دست داده خوب درد همو میفهمیم، عزیزان من بیایم در مورد هم قضاوت های نادرست نکنیم، فقط ظاهر زندگی آدمها رو نبینیم، وقتی از درد کسی خبر نداریم در موردش قضاوت نکنیم، بیاییم همدرد هم باشیم نه درد هم، بیاییم انسانی زندگی کنیم که زندگی ارزش بدی کردن نداره، به قول مرحوم پدرم: خیلی زود دیر میشه.
✍#دکتر‌محمود‌انوشه
#دکتر‌انوشه
51 ثانیه
سالها پیش رفته بودم خارج از کشور، اتفاقی افتاد که من رو از خطر صد در صد مرگ نجات داد و تا یکماه نتونستم با ایران تماس بگیرم، بعد مدتی خودم رو به سفارت رسوندم و با اصرار بچه های سفارت بلیط گرفتم که برگردم ایران، و من متعجب شده بودم که چرا باید اینقدر سریع برگردم ایران، گفتن باید سریع برگردی ولی علتش رو نگفتن، حالت دلشوره و اضطراب گرفتم که چرا باید به این سرعت برگردم ایران، قبل از حرکت هواپیما یه آقای ایرانی اومد پیشونی من رو بوسید و یک نامه به‌دستم داد و رفت، و بعد هواپیما تیک آف کرد و من بودم و یک نامه و جمعی از مسافران غریبه، بعد از مدتی از پرواز نامه رو بازکردم، نوشته بود انالله و انا الیه راجعون، جناب آقای محمود انوشه فوت پدر و مادر و این برادر و آن برادر و آن خواهرتانرا تسلیت عرض می کنیم، وقتی به شما بیان این خبر رو بدن چه حالی میشین؟ خبری مربوط به مدتها قبل و من تازه با یک نامه باخبر شده بودم، به امید دیدن خانواده داشتم میرفتم ایران که از خاطرات سفر خارج از کشورم بگم اما دیگه خانواده ای نبود، و فوت و شهید شده بودن، شما آیا میتونید حتی تصورش کنید؟؟؟ فقط میدونم مرگ رو خود خود خود من اون لحظه احساس کردم، خود مرگ رو فهمیدم، تمام بدنم یخ زده بود، و تمام بدن من میلرزید، مونده بودم چه کنم با این خبر، نگاه کردم به آدمای اطرافم داخل هواپیما، همه غریبه بودن، نه کسی میتونست حرف منو بشنوه و نه میتونستم داد بزنم، والا فریاد میزدم، تنها کاری که تونستم انجام بدم یه قران جیبی داشتم اونو از کُتم درآوردم و گفتم خدایا یه عمر با تو حرف زدم، حالا تو با خود خود من حرف بزن، قرانو بازکردم سرصفحه این آیه اومد : مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ. هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد و كسى كه به خدا بگرود دلش را به راه آورد و خدا به هر چيزى داناست. بعد از اون لحظه من تا سالها حتی یک قطره اشک هم نریختم، چون گفتم این خواست خداست، تا حدود هفت یا هشت سال گریه نکردم تا یکروز زیر دوش آب بغضم ترکید و دوساعت مدام گریه کردم. 👈الان من و اون عزیزی که در زلزله کرمانشاه نُه نفر از اعضای خانوادشو از دست داده خوب درد همو میفهمیم، عزیزان من بیایم در مورد هم قضاوت های نادرست نکنیم، فقط ظاهر زندگی آدمها رو نبینیم، وقتی از درد کسی خبر نداریم در موردش قضاوت نکنیم، بیاییم همدرد هم باشیم نه درد هم، بیاییم انسانی زندگی کنیم که زندگی ارزش بدی کردن نداره، به قول مرحوم پدرم: خیلی زود دیر میشه. ✍#دکتر‌محمود‌انوشه #دکتر‌انوشه
1079 نمایش   ۶ روز پیش
بیشتر